الشيخ المنتظري
193
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
و منظور هم عقوبت هاى افراد و اقوام گذشته نيست ، بلكه منظور عقوبت هاى خودشان است . ظالم بايد نتيجه ظلمش را هم در اين دنيا ببيند و هم در آخرت . كسانى كه زبان گوياى تاريخ به آنها بفهماند كه جنايت و ظلم چگونه عقوبت ها و گرفتاريهايى را به دنبال دارد - چه عقوبت دنيوى و چه اخروى - و از تاريخ درس بگيرند ، در آن صورت انسانها پرهيزكار مى شوند ، و اين گونه نظر به تاريخ در آنها حالت تقوى ايجاد مىكند . « تقوى » در لغت به معناى حالت نگهدارى ، از مادّه « وقاية » است ، يعنى نگه داشتن ، « تقوى » در اصل « وَقوى » بوده بعد « و » قلب به « ت » شده است . يكى از امتيازات انسان اين است كه بتواند اراده و اعضاء و جوارح خودش را تحت كنترل قرار بدهد ; زبانش ، دستش ، چشمش و . . . در كنترل او باشد ، تا در هر موردى كه بجاست سخن بگويد ، نگاه كند ، و در مواردى كه نبايد سخن نگويد ، نگاه نكند ، در اين صورت انسان را متّقى مى گويند . تقوى را گاهى به ترس معنى مى كنند ولى درست نيست ، ورع و خوف به معناى ترس است . و تقوى به معناى حالت نگهدارى و كنترل كردن است . ماه مبارك رمضان در پيش است ، خداوند به همه توفيق بدهد كه بتوانيم روزه بگيريم ; روزه داراى خاصيت هاى بسيارى است ، اما مهم ترين خاصيتى كه خداوند در قرآن براى روزه ذكر كرده و مهم ترين فلسفه اى كه در روزه است تقوى است ، مى فرمايد : ( كتب عليكم الصّيام كما كتب على الّذين من قبلكم لعلّكم تتّقون ) ( 1 ) روزه بر شما واجب شد چنانچه بر كسانى كه قبل از شما بودند واجب شد ، شايد در شما حالت كنترل نفس و تقوى پيدا شود . انسان عادت دارد هر وقت هرچه دلش خواست مى خورد ، زبان و اعضاء و جوارح همه رها هستند ، خدا خواسته است كه انسان زبان ، شكم و فرج را - سه عضوى كه بيشتر جنايات انسان از ناحيه آنها
--> 1 - سوره بقره ، آيه 183